دسته بندی :

آخرین مطالب سایت

اینستاگرام ما

ما را فالو کنید

بخش هایی از کتاب قلعه حیوانات! (قسمت سوم)

سلام

 

در نوشته های قبلی به برخی از جملات و قسمت های جالب و خواندنی کتاب قلعه حیوانات پرداختم و امروز و در این نوشته می خوام که به قسمت های دیگر کتاب بپردازم:

 

«اما وقتی موریل فرمان را خواند، این چنین بود‬: هیچ حیوانی بدون علت حیوان‌کُشی نمی‌کند.»

«‫به جهتی از جهات دو کلمه بدون علت از ذهن حیوانات رفته بود. به هر حال متوجه شدند خلاف فرمان کاری صورت نگرفته‌است، چه کاملاً واضح بود کشتن خائنینی که با اسنوبال هم‌عهد بوده‌اند کاملاً با علت است. ‬»

«در پای دیوار انتهای طویله بزرگ، نزدیک دیواری که هفت فرمان‌بر آن نوشته شده بود نردبانی روی زمین افتاده و شکسته بود. ‬ ا‫سکوئیلر، از حال رفته، کنار نردبان شکسته روی زمین پهن شده بود. در کنارش یک‬ ‫چراغ بادی، یک قلم‌مو و یک ظرف پر از رنگ سفید واژگون شده بود.»

«‬‫هیچ‌کدام از حیوانات سر از این ماجرا در نیاوردند، جز بنیامین پیر که با رندی ‬‫پوزه‌هایش را می‌جنباند و پیدا بود که مطلب را فهمیده‌است ولی چیزی نمی‌گوید.»

 

«اما در مقایسه با زمان جونز همه چیز ترفی کرده بود. اسکوئیلر به سرعت اعدادی را پشت سرهم می‌خواند تا به حیوانات نشان دهد حالا از زمان جونز جوی بیشتر، یونجه فراوان‌تر و شلغم زیادتری دارند، ساعات کمتری کار می‌کنند و آب آشامیدنیشان گواراتر، عمرشان طولانی‌تر، بهداشت نوزادان بهتر شده‌است، در طویله کاه بیشتر دارند و مگس کمتر آزار می‌دهد. حیوانات تمام این مطالب را باور می‌کردند. در واقع خاطره دوره جونز تقریباً محو شده بود. می‌دانستند که زندگی امروزشان سخت و خالی است، غالباً گرسنه‌اند، سردشان است و معمولاً جز هنگام خواب کار می‌کنند؛ ولی بی شک روزهای قدیم از امروز هم بدتر بوده‌است!»

«‫مزرعه به تحقیق غنی‌تر شده بود، بدون اینکه حیوانات به استثنای خوک‌ها و سگ‌ها، غنی‌تر‬ ‫شده باشند.»

«‫چهارپا خوب، دوپا بهتر!‬»

«‫همهٔ حیوانات برابرند‬
‫اما بعضی برابرترند. ‬»

«‫حیوانات بیرون از ساختمان از خوک به انسان٬از انسان به خوک و دوباره از خوک به انسان چشم دوختند؛ ولی دیگر نمی‌توانستند تشخیص دهند که کدام به کدام است!»

 

راستی اگر این پست رو دوست داشتید می تونید: بخش هایی از کتاب قلعه حیوانات! (قسمت اول)

 

راستی اگر این پست رو دوست داشتید می تونید: جملات زیبا از کتاب طاعون آلبر کامو ( قسمت دوم)

 

راستی اگر این پست رو دوست داشتید می تونید: جملات زیبا از کتاب طاعون آلبر کامو ( قسمت سوم)

 

 

🌐 محمد احقاقی در تلگرام | توییتر | اینستاگرام | ویرگول | لینکداین | پادکست | تماس با من

✅ می توانید بخوانید:  تمرین نویسندگی | رادیو میم الف | توسعه فردی | جملات کوتاه

 

💠 مطالبی از دیگر محتواگران وب فارسی: نقشه راه نویسندگی | تولید محتوا | کپی رایتینگ | معرفی کتاب | به این کارآفرین‌ها کمتر اعتماد می‌کنم…  | متمم

 

    پاسخ دهید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند*

    هشت − 4 =